محمود سامانى

44

مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )

ايمان آوردند . به نقل از مسعودى ، هم زمان با هجرت رسول خدا ( ص ) به يثرب ، عده‌اى ايرانى در آن شهر حضور داشتند كه زيد بن ثابت خزرجى ، از كاتبان آن حضرت ، زبان فارسى را از آنان فرا گرفته بود . « 1 » يكى از اين ايرانيان مسلمان در مدينه منوره ، سلمان فارسى بود . بيشتر منابع ، وى را نخستين ايرانى دانسته‌اند كه در سال دوم هجرت در مدينه ، مسلمان شد . اما چون برده شخصى از يهود بنىقريظه بود ، آزادى او تا آستانه غزوه خندق ( سال پنجم هجرى ) به تأخير افتاد . او در اين سال به جمع ياران پيامبر اعظم ( ص ) پيوست و در غزوه يادشده حضور يافت . « 2 » سلمان ، آزاد شده رسول خدا ( ص ) بود « 3 » و بدان افتخار مىكرد و مىگفت : « كُنتُ عَبداً فَأَعتَقني رَسولُ اللهِ وَ سَمّاني سَلماناً » « 4 » ؛ « من برده بودم . رسول‌خدا ( ص ) مرا آزاد كرد و سلمان ناميد » . بنابر گزارشى ، پيامبر اكرم ( ص ) به درخواست سلمان ، عهدنامه‌اى به خط امام‌على ( ع ) براى بستگان او ( برادرش ، مهاد بن فروخ بن مهيار و خاندانش ) نوشت « 5 » كه در واقع ، امان‌نامه‌اى براى اقوام و بستگان و مردم شهر سلمان بود . اين نامه نسبت داده شده به پيامبر اعظم ( ص ) ، گذشته از سستى و نارسايى جمله‌ها و لغزش‌هاى آشكار نحوى و نداشتن حتى ساده‌ترين ارزش‌هاى بلاغى ، يك‌سوگرايانه است . از اين رو ، صحت آن را نمىتوان پذيرفت .

--> ( 1 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 246 . « زيد بن ثابت الأنصارى ثم الخزرجى من بنى غنم بن مالك بن النجار يكتب إلى الملوك و يجيب بحضرة النبى صلّى الله عليه و سلّم و كان يترجم للنّبى صلّى الله عليه و سلّم بالفارسية و الروميّة و القبطية و الحبشية ، تعلم ذلك بالمدينة من أهل هذه الألسن » . ( 2 ) . السيره النبويه ، ج 1 ، ص 218 و ج 4 ، ص 560 ؛ الطبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 80 ؛ الاستيعاب ، ج 2 ، ص 496 . ( 3 ) . شرح نهج‌البلاغه ، ج 18 ، ص 634 . ( 4 ) . كمال الدين ، ج 1 ، ص 165 ؛ نفس الرحمان فى فضائل سلمان ، ص 6 ؛ حلية الاولياء ، ج 1 ، ص 185 ؛ روضة الواعظين ، ص 278 ؛ بحار الانوار ، ج 22 ، ص 358 ( 5 ) . مناقب آل ابىطالب ، ج 1 ، ص 97 ؛ محمد و ياران ، ج 3 ، ص 217 ؛ نامه و پيمان‌هاى سياسى حضرت محمد و اسناد صدر اسلام ، صص 623 و 624 .